برق شیطنت در چشمان کودکان دیده میشد اما همیشه یک غمی در عمق نگاههایشان بود گوشه کلاس شاگردی سرش را روی میز گذاشته بود و خوابش برده بود معلم چشمش به کودک افتاد فهمید که او هم مثل خیلی ها از بچه های دیگر بدون صبحانه به مدرسه آمده اند ای کاش میتوانستم کمک کنم دیروز در روزنامه خوانده بودم که هفتاد در صد بچه های ایران از کمبود ویتامین رنج میبرند با خودش گفت این وضع همه است خود من هم اگر روزی سه شیفت کار نکنم همین نان و پنیر را ندارم
این کاش میشد به او گفت حتما حق شمارا میگیریم

نگاه کودکان



No comments:
Post a Comment